تبليغاتX
دُهُـلچـــــی

یکشنبه بیستم بهمن 1387

دکتر دهلچی: آشنایی با آویز درمانی (Hanging Method)

مناسب برای: احساس پوچی، بی هویتی، سرگردانی و بلاتکلیفی، افسردگی ناشی از فقدان استعداد، کف کردن شدید دهان در هنگام استفاده از سیستم عصبی و مشخصا مغز، عدم توانایی در انجام محاسبات استدلالی (چیزی در حد دو دوتا چهارتا)، احتباس ادراک، مشاهده انواع تاول و کورک بر روی پوست در هنگام ارائه نظر مستقل و شخصی

شرح:
(Hanging Method) بهترین روش شناخته ‌شده برای آن گروه از شاگردانی است که به طور مستقل دلیلی برای موجودیت خود نمی یابند. روش Hanging در کمترین زمان شاگرد را به یک استاد موسیقی آویزان و به زندگی امیدوار کرده و نیز به تمام مشکلات ناشی از بیماری پایان می دهد.

برای موفقیت این روش، اصلا لازم نیست استعداد موسیقی درخشانی داشته باشید. برعکس، از آنجایی که هرچه خنگ‌تر باشید محکم‌تر آویزان می‌شوید، شانس درمان با افزایش میزان استعداد موسیقی کاهش می‌یابد. فراموش نکنید که این مساله دو طرفه بوده و اربیتال های خالی بندانۀ استاد نیز به سمت شاگردان خنگ بیشتر متمایل می گردد. درست به همین دلیل، قبول شدگان در انواع آزمون های «مونگول شناسی» در تمام گرایش ها - با امتیاز حداقل 98 از 100- و نویسندگان وبلاگ هایی چون "جانم فدای استاد"، "همه چیزم استاد" و یا "پیش مرگ استاد" از شانس بیشتری برخوردارند. در این روش، استاد موسیقی‌ای که باید به او آویزان شوید برحسب روحیات شما انتخاب می‌شود. برای این کار آزمایش هایی مناسب نظیر الکترو اسکُل گرافی (EOG)، سنجش نقطه ذوب شاگرد در استاد (Student Melting Point (SMP و نیز تست‌های دقیقی برای پاسخ گویی تهیه شده که شما را در یکی از انواع داوطلبان زیر دسته‌بندی می‌کند:

1. علاقمندان به کشف ارتباط میان عرفان و استریپ‌تیز از طریق قصص و حکایات مربوط به استحمام اساتید قدیم با لیف و صابون
2. علاقمندان به دانستن جای لیلی (چه خودشان مکان داشته باشند چه نداشته باشند، و چه لیلی در اوکراین باشد چه در اشنویه)
3. علاقمندان به کشف ارتباط میان تمپوی موسیقی و گشادی و تنگی محل اجرا با اتکا به آخرین دستاوردهای علمی و آکوستیکی قرن پانزدهم میلادی
4. علاقمندان به جواب‌های حاضر و آماده برای همه معضلات بشری از زمان آدم و حوا تا باراک اوباما
5. علاقمندان به چیزهای جهانی، از قبیل موسیقی جهانی، ساز جهانی، آواز جهانی، گام جهانی، آرپژ جهانی، جام جهانی، بانک جهانی، تجارت جهانی و غیره
6. علاقمندان به تجزیه و تحلیل ردیف موسیقی ایرانی با استفاده از ورد و جادو، فال قهوه، فال حافظ، فال گردو، با اتکا به سطحی ترین دستاوردهای ستاره‌شناسی، زمین‌شناسی، میکروبیولوژی، همیوپاتی، حکمت انسی، مهندسی ژنتیک و نانو تکنولوژی
7. علاقمندان به برتری صفی‌الدین بر فیثاغورث، عبدالقادر بر هلمهولتز، اسحاق موصلی بر بتهوون، مرتضی نی‌داود بر فیلیپ گلاس
8. علاقمندان به برتری نفرهای دوم بر نفرهای اول در بند فوق
9. علاقمندان به Omega3 ،Alfa Romeo ،BetaMax ،MetaXLarge ،MetaX
10. علاقمندان به اجرای آثار موتزارت با تار، آثار باخ با سرنا، آثار واگنر با تمبک و آثار اشتوکهاوزن با دونلی
11. علاقمندان به اجرای ردیف آقا حسینقلی با ارکستر سمفونیک، رنگ‌های شهنازی با جَز بَند، «مستُم مستُم» با کوارتت زهی و «پپو سلیمانی» با کوئینتت بادی
12. علاقمندان به شناختن تأثیر هنرمندان اصفهانی (از ارحام صدر تا حسن کسایی)، بر سیر تحول هنرها از انسان نئاندرتال تا همو ساپیَنس ساپیَنس
13. علاقمندان به شنیدن حقایق تاریخی درباره اختراع هارمونی، کنترپوان، ارکستراسیون، سمفونی و اپرا توسط ایرانیان در هزاره سوم قبل از میلاد مسیح و دزدیده شدن همه آنها توسط اروپائیان در هزاره دوم بعد از میلاد مسیح
متخصصان Hanging Method برحسب اینکه به کدام یک از این دسته از داوطلبان تعلق دارید استاد شما را انتخاب خواهند کرد، و باید این مژده را به شما بدهیم که جای هیچ گونه نگرانی نبوده و برای همه موارد فوق استاد به اندازۀ بیش از کافی وجود دارد.
Hanging Method در مرحله نخست با هنگ کردن مغز شما آغاز و سپس شما را به طرز مؤثری به استاد مربوطه هنگ (آویزان) می‌کند. لازم به یادآوری است که استفاده کنندگان از این روش باید از همان ابتدا انتخاب کنند که می‌خواهند به کجای استاد آویزان شوند. برای انتخاب بهتر، می توانید از تلفن گویای "صدای آویزش" استفاده کنید که به صورت شبانه روزی شما را با مشاورینِ Hanging Method مرتبط ساخته در جریان آخرین تغییرات آویزگاه های اساتید قرار میدهد.
با این روش شما به تدریج شخصیت خود را از دست می‌دهید و به انسان تازه‌ای مبدل می‌شوید. دیگر دوران پرسش‌های یأس آمیزی مثل «من چرا به دنیا آمدم؟»، «من چرا مهندس نشدم؟»، «آیا من فنچولم؟»، «چی می خواستم، چی شد؟»، «آیا من اسکل به دنیا آمده‌ام؟» و غیره به سر خواهد رسید. شما تا زمانی که به استاد آویزان می‌مانید (برای همه عمر High Hanging Method توصیه می گردد) به زندگی امیدوار بوده خود را موجودی مفید و مهم احساس کرده و دیگران را کاملا فاقد ارزش می پندارید ("اِدِم ِ ارزش" از فواید این روش درمانی است).
برای کسب نتایج هرچه مطلوبتر توصیه می‌شود از خواندن کتاب‌های موسوم به «علمی»، بالا بردن سطح فهم و شعور خود و به خصوص از فکر کردن اکیداً خودداری نمایید.

-------------
دکتر دهلچی                           
راهنما و مشاور پزشکی بالینی                    
فوق تخصص بیماریهای شایع و واگیر دار شاگردان و استادان موسیقی

پاچه گیری توسط دهلچی |  این آدرس رُ باسه دوستات برفست   • 

شنبه سی ام آذر 1387

دکتر دهلچی: "سندروم کامپلیفلکس طلایی"

نام علمی بیماری: Golden Compliflex Syndrom، نام اختصاری: "GCS"، ترجمۀ پزشکی رایج: سندروم کامپلیفلکس طلایی

علایم: تهوّع از دیدن قیافه خودتان در آینه (هفته های اول)، تهوع از همه چیز (هفته های آخر)، فکر گیجه، سردرگمی پایان ناپذیر، فراموشی دانسته ها، تمایل به پوچی و انزوا، انواع بی میلی ها، احساس گناه شدید، خود آزاری، فراموشی دست چپ و راست، تیک عصبی

شرح، راهنمایی و درمان: هنرجوی عزیز چنانچه در هفته های اول به هر یک از علایم ذکر شدۀ بیماری حتی به صورت خفیف برخورد کردید، باید از ادامۀ رفتن به کلاس جدا ٌ خودداری کنید. ولی چنانچه هیجان یادگیری و جذابیت های استاد اجازۀ این کار را به شما نداد، سعی کنید ضمن اینکه پیشتر، آگاهی های لازم را کسب می کنید از درمان به موقع استفاده کنید. همیشه پیشگیری بهتر از درمان است. فراموش نکنید این سندرم ِ منعطف و پیچیده (Complicated & Flexible: Compliflex)، بسیار هوشمند و پویاست.
چنانچه به هر دلیلی در طول مدت کلاس یا ارتباط با استاد دچار فکرگیجۀ شبانه روزی و یا حالت سردرگمی هستید باید به شما بگویم که همین الان شما در یکی از گلدِن لوپ ها یا همان حلقه های بی پایان سندروم طلایی (
GCS) گرفتار شدید. برای مقابله، این موضوع را فراموش نکنید که نظریات بسیار جدی و کارهای بسیار باارزش و ایده های فوق العاده ای که در هر جلسۀ کلاس توسط استاد مطرح می شود، تقریبا تا پایان همان جلسه یا نهایتا ابتدای جلسۀ بعد، تمام جدیت و اهمیت و ارزش خود را از دست خواهند داد و حتی به زیر وضعیت صفر نزول می کنند! بنابراین ذوق زده نشوید و ذهنتان را به هیچ وجه درگیر آن ها نکنید. هیچ خبری نیست. تنها استاد را راحت بگذارید تا خودشان نتایج لازمه را حاصل کرده، بی خیال موضوع بشوند. پیشنهاد می کنم برای دوری از هر گونه احتمال ابتلا به این سندرم، در حین طرح نظریات از سوی استاد در حالی که قیافۀ متعجب به خود گرفته، چشمها را گشاد کرده اید و در تأیید استاد دایما به بالا و پایین و چپّ و راست سر تکان می دهید؛ در ذهن خود این جمله را بی وقفه تکرار کنید: "شیش سیخ کباب، سیخی شیش هزار".
علایم حادتر نظیر فراموشی آموخته ها و تمایل به پوچی و انواع بی میلی ها همراه با احساس گناه و تقصیر شدید، معمولا در هفته های 6 تا 8 کلاس بروز می کنند. راه حل درمان و آگاهی از علت این علایم آن است که شما -هنرجوی عزیز- نباید فکر کنید که تنها راه و دلیل ایجاد فاصله بین شما و استاد، همیشه بالا بودن، بالا بردن یا بالا رفتن استاد است بلکه راه معمول و مرسوم در این سندروم
برای ایجاد این فاصله ی حیاتی از سوی استاد؛ پایین بردن شماست!
GCS معمولا ٌ ظرف 6 تا 8 هفته می تواند یک نوازندۀ قدرتمند و دست به ساز را تبدیل به کرم خاکی کند و این تأثیر با توانایی هنرجو رابطه ی همسوی تصاعدی دارد. در بعضی موارد حاد، به عنوان مثال چنانچه قربانی خیلی مخ یا نابغه و استثنایی باشد و یا استقلال رأی و نظر قابل توجهی داشته باشد، ظرف مدت تنها 1 تا 2 هفته ترتیبش داده می شود. توجه داشته باشید عوارض و اثراتی که این سندروم بر جسم و روح بیمار در این مورد خاص می گذارد (مانند تیک های عصبی و میل به خود آزاری) گاه تا پایان عمر همراه فرد مبتلا خواهد بود.
شما هنرجوی عزیز با دانستن این مطلب باید حواستان بسیار جمع باشد تا بتوانید به موقع از مسیر سقوط های پله پله ای که برایتان چیده شده فرار کنید. باید گفت پادزهر
GCS از گنادوتروپ ها ترشح می شود که در شرایط فعلی، خیلی بعید به نظر می رسد که هنرجویان موسیقی بتوانند این غدد را تحریک و وادار به فعالیت کنند. بنابراین تنها به Case reportهای گزارش شدۀ زیر به همراه درمان های پیشنهادی اکتفا می کنیم:
-    چنانچه در ابتدای جلسه کلاس مشاهده کردید که استاد بیش از 4 دقیقه و 30 ثانیه در حالت سکوت و تفکر، لبها را بر هم می فشارد و بدون گردش گردن تنها با حرکت چشم، تک تک شاگردان را وارسی می کند، بهتر است بلافاصله به هر بهانه ای شده مانند دل پیچۀ ناگهانی، درد سنگ کلیه و... به سریعترین روش ممکن از محل حادثه بگریزید.
-    چنانچه استاد در حال تنزیل شخصیت و نابود کردن نفر دیگری است اما گه گاه به شما خیره می شود، ناگهان فریاد بزنید و غش کنید و تا روی تخت آمبولانس نخوابیدید و حرکت نکردید به هوش نیایید.
-    چنانچه استاد یک جلسه با شما با نهایت مهربانی و دوستی رفتار کرد و بین همگان با شما گرم گرفت و شوخی کرد و خصوصا اگر هر چه شما نواختید را به رخ دیگران کشید و در کل خیلی حال داد، حتما و بدون ذرّه ای تردید چند جلسۀ آینده از کلاس غیبت کنید حتی بسته به شرایط کلا هم می توانید دیگر کلاس را فراموش کنید.
-    چنانچه در جلسه ای، استاد حرفی را با شما نیمه تمام گذاشت؛ تا جلسۀ بعد گم و گور شوید. موبایلتان را خاموش کنید، ایمیلهایتان را چک نکنید و نزدیک هیچ تلفنی هم نشوید حتی تلفن های عمومی.
-    به جز نام خود استاد سعی کنید نام هیچ کسی را در حضور او به زبان نیاورید. چنان رفتار و گفتاری داشته باشید که وی کمترین بویی از علایق شما نبرد. او برای سرکوفت شما نیاز به شناخت شما دارد. شما هم می توانید با حرف ها و رفتار متناقض خود مسیر شناخت او را منحرف کنید اما البته در کل این روش مدت زیادی دوام نمی آورد.
-    هر بار که استاد را ملاقات می کنید باید بدانید از تمام روابط گذشته، این تنها نقطه ضعف ها و اشتباهات احتمالی شماست که در حافظه ایشان باقی مانده است پس روی هیچ چیز مثبتی حساب نکنید و پیش از هر جلسۀ کلاس با خود مرور کنید که: "امروز حتما روز بدتری است".
نتیجتا، هنرجویان گرامی ِ استاد و بیماران عزیز ما فراموش نکنند که بیمار سندروم طلایی (
GCS) بیش از هر چیز نیازمند باز یافتن قوای تحلیل رفته ی خود اعم از اعتماد به نفس، توانایی، باورها و دانسته ها و آموخته هایش پیش از ابتلا به بیماری می باشد و کلا ٌ یک ریکاوری ِ هنری تجویز می شود. اطرافیان بیمار می توانند نقش بسیار به سزایی در بازگشت سلامت وی داشته باشند. مادر بیمار می تواند هر شب بر بالین وی قصه ای بگوید که او در نقش قهرمان آن باشد. پارتنر یا پارتنرها (این جا هم پارتنرها مؤثرتر است) باید بی وقفه در حد اولیس بیمار را ستایش و بزرگ کنند. دوستان هنرمند نیز می توانند به روش بازنده-بازنده یا برنده-برنده با ایجاد طرح های ذهنی کاریکاتوری از خاطرات استاد (که خیلی هم سخت نیست)، مرهمی باشند بر درد های بیمار. نیز دستورات زیر تجویز می گردد:
-    یک دوره دوری از موسیقی کلا ٌ
-    سفر به جاهای ناشناخته و جدید
-    یک دوره انجام بازی های کامپیوتری خفن
-    تمرین هدف گیری با دارت (به هیچ وجه عکس استاد را روی سیبل نچسبانید)
-    کتک کاری به مدت دلخواه با کیسه بُکس
-    چندین بار در روز فریاد کشیدن با تمام قوا از تهِ دل در تنهایی (مکان های طبیعی مانند کوه، صحرا و جنگل خیلی بهتر است.)
-    قدم زدن عصرانه در پاساژهای معروف
-    رفتن به باغ وحش، سیرک، شهر بازی
-    بازدید از خانه های بهزیستی و آسایشگاه ها
-    تغییر دکوراسیون منزل و اتاق کار
-    نام نویسی در کلاس رقص
-    یافتن دوستان تازه
-    آغاز یک زندگی جدید
-    انتخاب یک استاد دیگر و طبیعتا تجربۀ یک بیماری دیگر
 
تا ویزیت بعد که با یک استاد و یک بیماری جدید آشنا می شویم، بدرود.

-------------
دکتر دهلچی                            
راهنما و مشاور پزشکی بالینی                     
فوق تخصص بیماریهای شایع و واگیر دار شاگردان و استادان موسیقی

پاچه گیری توسط دهلچی |  این آدرس رُ باسه دوستات برفست   •